على ربانى گلپايگانى

153

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

اعتبار موضوع به سه قسم تقسيم كرده‌اند : 1 - قضاياى خارجى : هرگاه موضوع در قضيه امرى است كه تحقق خارجى دارد ( خواه در زمان گذشته يا در زمان حال يا در زمان آينده ) و حكم در قضيه هم ناظر به واقعيت خارجى موضوع است ، آن را قضيه خارجيه گويند ، مانند : ديروز باران باريد ، امروز هوا گرم است ، فردا به مدرسه خواهم رفت . موضوع در اين قضايا ، « باران » ، « هوا » و « متكلم » است و به باريدن ، گرمى ، و رفتن حكم شده است كه همگى اوصاف همان موضوعهاى خارجى مىباشند ، هرچند زمان تحقق اين اوصاف ، متفاوت است . ثبوت يا نفس الامر در اين قضايا ، همان تحقق و واقعيت خارجى است ، هرگاه موضوع تحقق خارجى داشته باشد . و « محكوم به » يا محمول هم در خارج براى موضوع تحقق يابد ، قضيه صادق و در غير اين صورت كاذب خواهد بود . 2 - قضاياى ذهنى : هرگاه موضوع در قضيه ، امرى است كه واقعيت و ثبوت خارجى ندارد و تنها در ظرف ذهن موجود است ، و حكم مذكور در قضيه نيز به اعتبار همان واقعيت ذهنى موضوع باشد ، قضيه را ذهنى گويند ، مانند : كلّى ، ذاتى يا عرضى است ، موضوع در اين قضيه مفهوم « كلى » است و محكى عنه اين مفهوم در خارج تحقق ندارد و ظرف وجود آن فقط ذهن است ، و از طرفى حكم به ذاتى يا عرضى بودن آن هم ، ناظر به ثبوت ذهنى موضوع است . بنابراين نفس الامر در اين قضيه همان ثبوت ذهنى و مفهومى آن است . اصولا همهء بحثهايى كه مربوط به شناخت ( منطق ) است و در باب معرّف و حجت مورد بحث قرار مىگيرند ، قضاياى ذهنى مىباشند . اين‌كه مىگوئيم : معرف چيست ؟ و از چه تشكيل مىشود ؟ و چه شرائطى دارد ؟ و يا قياس چيست ؟ اقسام آن كدام است ؟ و قياس منتج چه شرائطى دارد ؟ همهء اينها به قضاياى ذهنى مربوط است « 1 » .

--> ( 1 ) به شرح مبسوط منظومه ، ج 2 ، ص 382 - 381 رجوع شود .